مولف ناشناخته
ديباچه 10
تاريخ شاهى ( فارسى )
قراختائى ] تاليفى معنون به تاريخ شاهى نوشته ، و بعد از انقراض عهد خاتون سعيدهء فاضلهء حاكمهء شهيدهء متفضله پادشاه خاتون كسى درين باب قدمى نگذارده و در اثبات آن وقايع و حالات قلمى نرانده ، جمعى از موالى و اصحاب و مخاديم و احباب - كه اشارت ايشان حكم و طاعتشان غنم بود - ازين ضعيف ، بصره اللّه بعيوب نفسه و جعل يومه خيرا من امسه . . . التماس نمودند بل بر وى اقتراح فرمودند كه اگر بعد از مقطع عهد صفوتى - كه بدايع وقايع و حوادث كوارث بدين ملك متطرّق شد و نوشتن و خواندن آن ، مستبصران را اعتبار و معتبران را استبصار تواند نمود - تاريخى مشتمل بر شرح احوال و اخبار و اعمال و كردار ولاة اين ولايت و كميت زمان ايالت و كيفيت روش هريك تأليف كنى ، و ذيل تاريخ شاهى بدان مفروز گردانى ، كسوت ملتمس ما را به طراز اسعاف مطرز كرده باشى » . « 1 » بنابراين ، كتابى از شهاب الديد ابو سعيد - كه براى ما ناشناخته است - داشتهايم به نام تاريخ شاهى كه اين تاريخ تا اواخر عهد پادشاه خاتون را ضبط كرده بوده ، و چون پادشاه خاتون به روايت حبيب السير در شعبان 694 ه / 1294 م . در گذشته ، تاريخ شاهى قاعدة تا همين ايام را مىبايست داشته باشد . از كتاب تاريخ شاهى يكجاى ديگر نيز نام برده شده است : محمد بن ابراهيم در كتاب خود - ( كه نامش معلوم نيست ، و قسمتى از آن ابتدا تحت عنوان « تواريخ آل سلجوق » توسط هوتسما در 1786 در اروپا چاپ شده ، و بعدا ، نگارنده در ايران ، تحت عنوان « سلجوقيان و غز در كرمان » با مقدمه و توضيحات مفصل آن را چاپ كرده ) - از تاريخ شاهى بدين صورت نام مىبرد : « . . . خواجه ناصر الدين منشى كرمانى در تاريخ خود - كه در عهد سلطان جلال الدين سيور غتمش قراختائى تأليف كرده و به تاريخ شاهى موسوم است - آورده كه رئيس ختاب را با قاورد دوستى بههم رسيده بود و . . . » « 2 »
--> ( 1 ) - سمط العلى ، چاپ مرحوم اقبال ص 7 . ( 2 ) - سلجوقيان و غز در كرمان ص 3